شجاعت – دبی فورد

آبان ۱۸, ۱۳۹۵

کتاب شجاعت نوشته دبی فورد، ترجمه ناهید سپهرپور، کاری از انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی است که به موثرترین و عمیق ترین راهکارهای افزایش اعتماد به نفس می پردازد. دبی فورد نویسنده این کتاب، بانویی است که در طول زندگی خود با بسیاری از موانع مبارزه کرده و از آنها سربلند بیرون آمده است. موانعی همچون اعتیاد، طلاق، خیانت و حتی سرطان. بخصوص در دوره بیماری سرطان علاج ناپذیرو نادرش، نویسنده این احساس را داشته است که دلیلی برای زنده ماندن ندارد. دینش را به دنیا ادا کرده، هشت کتاب و در پی آن صدها سمینار برای راهنمایی صدها هزار نفر در جهان ترتیب داده و دیگر رسالتی در این دنیا ندارد. اما بالاخره با کمک دوستش که هر روز او را تشویق می کرد، سعی می کند افکار مثبت داشته باشد، هر روز جنبه های مثبت زندگی را فهرست کند و ایمان را برگزیند. او تسلیم ترس از مرگ نمی شود، مبارزه می کند و سرانجام از بیماری رهایی می یابد.

از نظر نویسنده زندگی ما سرتا سر انتخاب است.در واقع، این انتخاب های ما هستند که قدرت و افزایش اعتماد به نفس را برای ما به ارمغان می آورند یا چیزهایی را که بیش از حد دوست داریم از ما می ستانند. همه ما هر روز با نجواهای ترس مواجه می شویم. صداهایی از جنس های مختلف.آیا این عبارات برای شما آشنا نیستند؟ چندبار به خودمان گفته ایم :

تو به اندازه کافی خوب نیستی! تو توان انجام این کار را نداری!

این کار را نکن. اگر همین را هم که الان داری از دست بدهی چه!

تو لیاقت و استحقاق نداری! تمام تلاشت را کرده ای.همین اندازه که داری کافی است.

همه چیز تقصیر دیگران است!چرا این اتفاق باید برای من بیفتد!

همه چیز تقصیر من است! من گناهکارم.

این کار را یکروزی شاید انجام خواهم داد ولی امروز نه!

این صداها ما را منفعل می کنند و باعث می شوند آرزوهایمان از جلوی چشمانمان پر بکشند و هرچه سنمان بالاتر می رود صدایشان نیز بلندتر می شوند. این در حالیست که ترس های ما تنها برداشت های نادرستی از اتفاقات گذشته هستند که گوش دادن به آن ها باعث می شود بیچاره تر، ناامیدتر وناتوان تر شویم و این سه حالت عاطفی ما را در احساس قربانی بودن گرفتار می کنند.

راه مبارزه با این ترس ها چیست؟ چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم، با تمام قوا زندگی کنیم و در مورد خودمان احساس خوبی داشته باشیم؟

نویسنده راهکارها و تمرین های لازم برای جواب این مسئله را ارائه میدهد. او بر این اعتقاد است که تنها راه، بازسازی عزت نفس است . در طول این کتاب به ما یاد می دهد چگونه خودمان را با تمام گذشته، کاستی ها، ناتوانی ها و ترس هایمان دوست داشته باشیم و مهم تر از دوست داشتن، چگونه عشق به خود را همچون یک آرمان بدانیم. لازم است که جنگجوی عشق شویم. کشف جنگجوی درون، موجودیت کنونی ما را تغییر خواهد داد و توانی خواهیم یافت تا هرروز در مبارزه زندگی شرکت کنیم. برای خودمان بجنگیم و پای آنچه هستیم و می خواهیم باشیم باستیم و بجای قربانی بودن، مبارزه کنیم. ما خواهیم فهمید ترس هایی که در ناخودآگاهمان نشخوار می کنیم چیزی جز پندارهای پوچ گذشته نیستند و هر مشکلی که در زندگی مقابل ما قرار می گیرد، قصد ناتوان کردن ما را ندارد .بلکه می توانیم مشکلات را به منزله فرصتی برای فضای رشد ببینیم و از اتفاقات سخت به عنوان موهبتی برای پیوند بیشتر با خویشتن متعالی خود استقبال کنیم. یک جنگجو با خود فکر نمی کند اگر این کار را بکنم، مردم چه فکری می کنند! یا اگر حقیقت را بگویم تنها می شوم! یا وقتی مریضم فقط می توانم بخوابم تا مرگ فرا برسد! بلکه یک جنگجو با تمام قدرت می جنگد ، به انگیزه های درونی و خرد خود گوش میدهد ، جستجوگر طرح الهی زندگی مقدس خود می شود و به جای احساس عدم امنیت قدرت و شجاعت را برمی گزیند…


دیدگاه

  1. محمود کریم زاده - خرداد ۳, ۱۳۹۶ در ۲:۲۵ قبل از ظهر - پاسخ

    درود بر شما استاد وثوقی عزیز
    من این کتاب ارزشمند را تهیه کرده ام ولی متاسفانه هنوز فرصت نکرده ام که آن را مطالعه کنم. بسیار بسیار از شما مچکرم که با این خلاصه خوب شمایی کلی را برایم ترسیم نمودی. بزودی کتاب را با دقت مطالعه خواهم کرد…


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *